مقالات
چرا تروریست ها، آمریکایی نمی کشند؟
آزادی در سئوال!!!
چهره شناسی(قسمت اول)
از تاریخ
عبرت بیاموزیم
امان از آمار های غلط؟!
ضرورت استقلال فرهنگی در نظم جدید جهانی
اصلاحات مرده یا با تنفس مصنوعی، حیات گیاهی دارد؟
تاریخ ایران را دوباره بنویسیم
طاغوتی ها از بیان طاغوتی ها(2)
طاغوتی ها از بیان طاغوتی ها(1)
ذلت رژیم صهیونستی و اربابانش در غزه
 
تاریخ ایران را دوباره بنویسیم
۱۳۹۳/۶/۱۲ ۱۳:۲۴:۱۴

 

تاریخ هر ملت هویت آن ملت است. شناسنامه هر ملتی، تاریخ آن ملت است.

استعمار فرهنگی غرب، تاریخ را از دیدگاه استعماری بازنویسی کرد.

آنها یونان را مبداء تاریخ علم و فلسفه و علوم دیگر معرفی کردند که پس از فروپاشی یونان، تاریخ به روم رفت و همه راه ها را به روم دانستند که نهایت هر راه را در روم باید یافت سپس قرون وسطی را عنوان گذاری کردند، که دوران تاریکی و جهل و خرافات بوده است و پس از آن ناگهان رنسانس رخ داده، و دنیا، وارد دورانی پس از تمدن و فرهنگ و صنعت و ساختار های جدید جامعه و دولت و ملت شده است.

هر سه عنوان و این تقسیم بندی دروغ بزرگ است.

یونان در 2500 سال قبل مبداء علوم و فلسفه و دموکراسی نیست. قبل از یونان تمدن درخشان چین و هند، و ایران و مصر، سوابق چند هزار ساله دارند.تعدادی از فلاسفه یونان در اسکندریه مصر، و در دانشگاه جندی شاپور ایران درس خوانده اند.

ارسطو و سقراط و افلاطون پرستنده خدایان یونان هستند در حالیکه دانشمندان ایران در مذهب زرتشت خداپرستند و دانشمندان کشورهای دیگر یا پیرو موسی هستند یا پیروان بودا و فیلسوف جهانی کنفوسیوس می باشند.

حکومت یونان، حکومت متمرکز نبوده و هر شهرستان یونان حکومتی داشته که با شهرستان های دیگر در جنگ بوده اند، اسپارت، مقدونیه، آتن، تروا، ....

پدر اسکندر مقدونی، به نام فیلیپ پایه های یک امپراطوری متمرکز را ریخت و اسکندر پسرش، با زور و دیکتاتوری همه این حکومت های جدای از هم را ساقط کرد و دولتی مستبد و سلطنتی در یونان ایجاد نمود.

داریوش در اواخر عمر و خشایارشاه به یونان حمله بردند و در نبرد دریایی شکست خوردند و اسکندر در دوره داریوش سوم هخامنشی به ایران حمله برد و شاه ایران را شکست داد و بعد در سی و دو سالگی به علت افراط در شراب خواری و عیاشی مرد.

غربی ها برای او افسانه ها ساخته اند و او را اسکندر کبیر و جهانگشای نامدار خوانده اند که یونان را دارای حکومتی قوی کرده و سپس ایران و هند و مصر و ... را فتح کرده است.

در حالیکه وی در دوازده سال عمر حکومتش، امکان این فتوحات را نداشته است.

در تاریخ باستانی ایران، از نبرد داریوش (دارا) با اسکندر و شکست دارا سخن گفته شده است اما در تاریخ و هند و مصر، بحثی از اسکندر مطرح نیست.

حکومت سلوکیه در ایران هم سراسر ابهام است. عقل این را نمی تواند به سادگی باور کند که ایران با همه عظمت و گستره حکومتش در عهد هخامنشی و تمدن و ثروت، از اسکندر شکست بخورد و حاکمان مناطق مختلف ایران، هیچکدام قیامی و شورشی و استقلالی نداشته باشند و همه آن کشور پهناور تسلیم بی چون و چرا به یک پادشاه بیگانه شوند و سپس سرداران اشغالگر یونانی را در عمق خاک ایران به عنوان شاهنشاه بپذیرند، و مقاومتی نکنند. در حالیکه یک سردار مثل آریوبرزن در تنگه پارس با شهامت و شجاعت جنگید و خود و سربازانش مرگ با افتخار را پذیرا شدند.

افسانه سازی برای اسکندر تا آنجا بوده که برخی او را یک نمونه ممتاز دانسته اند و داستان آب حیات، و قصه های غیرواقعی برای او ساخته اند.

آیا با پیشرفت دانش ها به ویژه دانش تاریخ و باستان شناسی و زبان شناسی، زمان آن نرسیده است که دانشمندان و به ویژه نسل جوان تحصیل کرده ما به تحقیقی مستقل و آزاد و آگاهانه و پژوهشی درباره تاریخ گذشته و گذشتگان همت گمارد و ازاین برنامه استعماری غربی که هرچه غربی ها گفته اند و بگویند صحیح است، نجات یابیم؟

و دروغ بزرگی به نام اینکه یونان پایه گذار علوم بشری و دموکراسی، و تمدن است را به جهانیان بشناسانیم؟

 

print
 

 
صفحه اصلی | درباره دکتر | تصاویر | مصاحبه | دیدارها | مقالات | لینکها | نظر سنجی | ارتباط با ما

© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر بادامچیان می باشد.
استفاده از اطلاعات سایت با ذکر منبع بلامانع است.