مقالات
چرا تروریست ها، آمریکایی نمی کشند؟
آزادی در سئوال!!!
چهره شناسی(قسمت اول)
از تاریخ
عبرت بیاموزیم
امان از آمار های غلط؟!
ضرورت استقلال فرهنگی در نظم جدید جهانی
اصلاحات مرده یا با تنفس مصنوعی، حیات گیاهی دارد؟
تاریخ ایران را دوباره بنویسیم
طاغوتی ها از بیان طاغوتی ها(2)
طاغوتی ها از بیان طاغوتی ها(1)
ذلت رژیم صهیونستی و اربابانش در غزه
 
از تاریخ

 

پس از پیروزی مشروطه، تا آغاز حکومت دیکتاتوری رضاخان، 19 سال فاصله است.

در این 19 سال باید 10 مجلس که دوره اش 2 ساله بود تشکیل می شد.

7 سال مجلس تشکیل شد و 12 سال کشور بدون مجلس بود

در این 19 سال که 228 ماه می شود. 30 دولت تشکیل و کنار رفت. تقریبا هر هفت ماه یک دولت.

90 بار این 30 دولت هر کدام هفت ماهه، دولت را ترمیم کردند.

از وزرای این 30 دولت، 13 نفر که اکثر فراماسونر انگلیسی هستند هر یک 40 بار وزیر شده اند. این یعنی بی ثباتی حکومت مشروطه.

در حکم مشروطه به امضای مظفرالدین شاه، نام مجلس شورای اسلامی، آمده است.

روشنفکر مآبان غربزده، با همکاری کنسول انگلیس در ایران، از شاه خواستند نام مجلس شورای اسلامی را به مجلس شورای ملی تغییر دهند. شاه در حالت احتضار بود و میسر نگردید.

اما غربزده ها نام مجلس را به مجلس شورای ملی تغییر دادند.

در نهضت مشروطه علماء و رهبران مذهبی مشروطه، مجلس را عدالت خانه می خواستند که بر پایه عدل اسلامی عدالت و قسط را در قوانین و انتخاب وزراء حاکمیت بخشد.

جریان روشنفکری وارداتی غربی، با همدستی دربار قاجار، و همراهی روشنفکری چپ، مجلس را از اسلامیت و ملی بودن انداختند و آنرا از مجلس سوم به بعد به مجلسی تقلیدی از مجالس غرب تبدیل کردند.

در مجلس دوم نمایندگان از وزیر عدلیه پرسیدند چرا قوانین و مقررات عدالت آور قضایی اسلامی را به صورت لایحه به مجلس تقدیم نمی کند؟

آن فراماسونر غربزده گفت فرستاده ام 1500 کتاب از فرنگ درباره امور قضایی اروپا را بیاورند تا قوه قضائیه را از روی آن ها طراحی و به مجلس بفرستم!!

این همان قوه قضائیه است که تا انقلاب اسلامی، بکار ایران و ایرانیان نیامد، و هنوز هم ایران اسلامی دچار همان تشریفات و ساختار قضایی غربی است. و مشکلات و نارضایتی ها به علت آنست که قضای اسلام آنچنانکه هست، شکل نگرفته است.

امام خمینی(ره) به شوخی می فرمود:

در قوه قضائیه دوران قبل از انقلاب، همسایه ای از همسایه اش در دیماه و سرمای سخت زمستان شکایت کرد که برف بام خانه اش را در کوچه جلوی خانه او ریخته، و ایجاد مزاحمت کرده است.

در مرداد ماه داغ تابستان، به علت اطاله دادرسی، حکم صادر شد که آن برف را بروبد، و رفع مزاحمت نماید.

و البته آفتاب تموز، برف ها را آب کرده، و پرونده را مختومه کرده بود!!

اکنون امام خامنه ای از رئیس قوه قضائیه خواسته اند، این روند اطاله دادرسی را اصلاح نمایند، انشاااه چنین شود.

در 19 سال فاصله پیروزی مشروطه تا حکومت رضاخان، دعواها و درگیری های جناحی و جریانی و احزاب و تشکل هایی که اکثرا غربی و غربزده یا چپ و سوسیالیست بودند فضای سیاسی کشور را دائم در التهاب نگه داشت.

تخریب مبانی دینی اسلام و تخریب و تضعیف روحانیت، و میدان دهی به عناصر غربزده و لیبرال، و حریم شکنی از حرمت های دینی و مقدسات، و فحاشی مطبوعاتی، و شایعه سازی، و تهمت زدن و افتراء، و طنز های امثال نشریات مثل ملانصرالدین که در واقع لجن پراکنی و سم فشانی بود. مردم را بشدت ناراضی کرد.

نا توانی حکومت و آن 30 دولت در برقراری امنیت، و اصلاح امور، وحل مشکل معیشت مردم، و ضعف دولت در برابر زورگویی های کشور های بیگانه، و سوء استفاده گران داخلی، هرج و مرج ایجاد کرد که مردم در برابر استبداد و دیکتاتوری رضاخان ایستادگی نکردند!

16 سال حکومت استبدادی رضاخان از 1320، سیاهترین دوره حکومتی در ایران است. دیکتاتوری خونریز و جلاد با بی رحمی مخالفان را در زندان قصر دچار مرض تیفوس می کرد تا ظرف دو تا سه ماه در نهایت درد و رنج بمیرند یا با آمپول هوا توسط جلاد رضا شاه، پزشک احمدی آنها را می کشت که با زجر و درد چند ساعته می مردند و یا آنها را مسموم می کرد و می کشت و یا اعدام می کرد.

7 مجلس رضاشاه به اعتراف همدستانش مانند یحیی دولت آبادی فراماسونر نوکر انگلیس، و همپالکی او علی دشتی، و فردوست، و ... همه فرمایشی بودند، فرماندارها رای ها را می نوشتند و به صندوق ها می ریختند و نمایندگان همه عناصر متملق و چاپلوس بودند مگر چند نفری که برای توجیه مانع رای آوری آنها نمی شدند.

رضاخان، فردی بی سواد و قلدر ولی زیرک و پلید بود. فراماسونری انگلیس با مسئولیت فروغی- ذکاءالملک- که استاد اعظم لژ فراماسونری بود او را اداره کرد و او عروسک نمایش انگلستان بود. که با عنوان اعلیحضرت همایون شاهنشاه، رضاشاه کبیر، ابزار صحنه گردانان انگلیسی بود و روزی که حمایت از او را برداشتند مانند مقوای درون تهی، طومارش در هم پیجیده شد و او را با ذلت بردند و در اوج بدبختی و حقارت مرد.

در این 16 سال حزب و تشکلی اجازه نیافت که فعالیت کند.

دولت و مجلس درست در اختیار وابستگان به بیگانگان بود و از خود اختیاری نداشتند و همه تابع شخص شاه، که خود عروسک دست فراماسونری انگلیس بود، بودند.

در شهریور 20، ارتش آمریکا، انگلیس و شوروی، بخش هایی از ایران را اشغال کردند تا پشت جبهه جنگ علیه آلمان و متحدین او را در اختیار داشته باشند.

رضاخان گریخت و او را تحت الحفظ به جزیره موریس بردند و با توافق سران اشغالگر، پسرش محمدرضا شاه را به پادشاهی برداشتندکه البته باز فروغی استادش فراماسونر انگلیس او را اداره کرد.

محمدرضا شاه دیگر زمینه و توان دیکتاتوری نداشت. از شهریور 1320 تا مرداد 1332 و کودتای 28 مرداد، 12 سال است و 144 ماه. در این 12 سال، حدود 20 دولت سر کار آمده و کنار رفته اند. تقریبا هر هفت ماه یک دولت، 4 مجلس 2 ساله داشته است و 2 دوره فترت مجلس. 40 تغییر در وزراء.

از نخست وزیرهای شاه، هژیر و رزم آراء توسط فدائیان اسلام، اعدام انقلابی شده اند. خود شاه در 15 بهمن مورد حمله قرار گرفته و کمی زخمی شده است.

پس از شهریور 20، دوباره نمایش و بازی حزب سازی توسطعناصر فراماسونر و بیگانه پرست شروع شده و کوشیده اند فضای سیاسی کشور را آنها پر کنند. اما با تجربه مشروطه و دوران رضاخان، ملت هوشیارانه، دچار فریب آنها نشده است.

نهضت ملی شدن نفت با رهبری مرحوم آیت الله کاشانی، و سپس با مسئولیت یابی دکتر مصدق شروع و به انجام رسیده و نفت ملی شده، لکن در مرداد 32، رژیم شاهنشاهی با کودتای آمریکایی-انگلیسی به قدرت رسید و نفت را دوباره به غارت کنسرسیوم غربی دادند که انگلیسی ها 43%، آمریکایی ها 40% و چند کشور اروپایی 12% را به غارت می بردند و فقط 5% سهم ملت ایران بود.

از کودتای 28 مرداد32 تا آغاز نهضت امام خمینی(ره) در 1341، 9 سال طول کشیده است.

شاه دیکتاتور شده، و سرکوب ملت شروع شده، و مجلس دوباره به شدت فرمایشی شده است. احزاب هم نوعی بازیچه شده اند. حزب مردم، حزب ایران نوین و همه درباری، و بالاخره حزب رستاخیز که همه باید به اجبار عضو آن شوند.

از 41 نهضت امام شروع شد. شاه و عناصر وابسته و ضد دین یک طرف و در طرف دیگر روحانیت و مردم متدین و مسلمان و دلسوز میهن یک طرف.

شاه قدم به قدم عقب رفت. آمریکا هیچ غلطی نتوانست بکند، انگلیس هم همینطور.

در سال41، در 6 بهمن ماه شاه همه پرسی قلابی خود را برگزار کرد و مدعی شد اکثریت ملت رای داده اند. در جمعه 13 بهمن 41 دوستان موتلفه به دیدار امام رفتند همه ناراحت و نگران از آینده که شاه و رژیم آمریکایی-انگلیسی او پس از این رفراندوم چه نقشه هایی علیه اسلام و روحانیت و ایران به اجرا خواهند گذاشت.

امام وارد اطاق شدند و دیدند همه یاران غمگین هستند و حرفی نمی توانند بزنند، نشستند و فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

تصور کرده است (منظورشان شاه بود) که ما را در جایی قرار داده است که نه راه پیش داشته باشیم نه راه پس، به حول و قوه الهی او را در جایی قرار خواهیم داد که نه راه پیش داشته باشد نه راه پس.

یاران دلگرمی یافتند و 16 سال بعد، شاه سرگردان و ویلان نه راه پیش و نه راه پس داشت، نه آمریکا او را راه می داد، نه مزدورانش و در دربدری به درک واصل شد.

در 35 سال عمر نظام جمهوری اسلامی 33 انتخابات انجام شده است. 9 مجلس شکل گرفته است و کشور هیچ گاه بدون مجلس نبوده است. دولت ها مرتب تشکیل شده اند و مردم آنها را انتخاب کرده اند. و هنگامی که دیده اند از مسیر و خط انقلاب و اسلام و مردم خارج شده اند آنها را کنار گذاشته اند و خود آنها گریخته اند یا منزوی شده اند.

امام خمینی(ره) و امام خامنه ای از همه دولت ها حمایت کرده اند و غیر از بازرگان کهاستعفا کرده و بنی صدر که فرار کرده، و شهدا رجایی و باهنر که شهید شده اند بقیه دولت ها با حمایت رهبری انقلاب، دولت خود را به پایان رسانده اند و این علامت ثبات و اقتدار نظام جمهوری اسلامی ولایی است.

                                                                                                            والحمدلیه

 

print
 

 
صفحه اصلی | درباره دکتر | تصاویر | مصاحبه | دیدارها | مقالات | لینکها | نظر سنجی | ارتباط با ما

© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر بادامچیان می باشد.
استفاده از اطلاعات سایت با ذکر منبع بلامانع است.