مصاحبه ها
چگونگی رابطه با امامت از شهید آیت الله دکتر بهشتی
۹ دی ماه سنگ محکی برای شناخت انقلابی بودن یا نبودن افراد است
چه کسی توان حل مشکلات مردم را دارد؟
 
چگونگی رابطه با امامت از شهید آیت الله دکتر بهشتی

رهبری معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانشجویان در ماه مبارک رمضان در پاسخ به این سوال "مواضع سیاسی افراد دانشجو یا تشکل های دانشجویی چگونه باید منطبق با نظرات رهبری باشد " فرمودند:"به نظر من این سوال خیلی سوال موجهی نیست؛ این جور نیست که همه ی مواضعی که آحاد مردم - از جمله دانشجویان که جزء قشرهای پیشرو هستند - اتخاذ می کنند، بایستی الگو گرفته و برگردان نظراتی باشد که رهبری ابراز می کند؛ نه، شما به عنوان یک انسان مسلمان، مومن، صاحب فکر، باید نگاه کنید تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید... نسبت به اشخاص، نسبت به جریان ها، نسبت به سیاست ها، نسبت به دولت ها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. این جور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبری درباره فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعی اتخاذ می کند که بر اساس آن، شما هم موضع گیری کنید؛ نه، اینکه کار ها را قفل خواهد کرد."

دراین رابطه پای سخنان شهید بهشتی می نشینیم تا روابط فرد و تشکیلات و حزب و مسئولان را در رابطه با امامت جامعه از او بشنویم که یک ملت بود برای ملت ما.

این تشکیلات (تشکیلات اسلامی که مسلمان ها نیاز دارند) باید در راستای امامت باشد، بازوی امامت باشد،نه در مقابل او. آقای بازرگان در مواردی می گفتند: اینجا دیگر در دایره مسئولیت من است و نباید هیچ کس دخالت کند. آقای بنی صدر خودشان را یک رهبر میدانستند، یک رئیس جمهوری که رهبر است و با امام تعارف می کردند والا عملا در مقابل امام بودند. نامه های ایشان همه اش انشاالله منتشر خواهد شد و نشان خواهد داد. همین نامه ای که به صورت تلکس روز دوشنبه به امام مخابره کردند، قسمت اولش آن وقتی است که خلاصه بیانات امام را از رادیو شنیدند و هنوز تمام و اصل بیانات امام منتشر نشده بود و قسمت دومش هم پس از پایان بیانات است که ایشان شنیده بودند و همین 2 نامه یا همین یک نامه که دو قسمت دارد کافی است که نشان بدهد که ایشان خودشان را مقابل امام می دانستند؛ فقط از نظر عاطفی مثلا مرجعیت می فرمودند که روبروی امام علنا نایستند.

ایشان صریحا در یک نوار انتخاباتی که قبل از انتخابات ریاست جمهوری شان صحبت کرده اند و از آن صحبت نوار برداشته شده و آن نوار در اختیار ما هم هست، در آنجا در یک جمع 15 تا 20 نفری بچه های دبیرخانه شورای انقلاب صحبتی کردند. از او خواسته بودند که شما بیایید صحبت کنید و آقای فارسی هم صحبت کند تا ما در هنگام رای دادن از روی آگاهی رای بدهیم.ایشان "بنی صدر" در ضمن آن نوار گفتند: که «من بزرگترین اندیشه معاصرم» و بعد هم با یک فاصله ای گفتند:«کتاب تضاد و توحید که من می نوشتم و تازه از چاپ درآمده، این بزرگترین اثر قرن است.» کسی که این قدر بزرگ بین است، این در راستای امامت قرار می گیرد؟ این در طول امام قرار می گیرد؟ این در عرض امام است.حالا یک فرد ممکن است این جور باشد، یک تشکیلات هم ممکن است، یک حزب هم ممکن است این جور باشد؛ یعنی یک حزب بیاید خودش را در عرض امام قرار بدهد. این را به شما بگویم که انتقاد به امام، تذکر به امام، نصیحت بر ائمه مسلمین، اینکه اصلا واجب است. تذکر دلسوزانه به امام دادن، انتقاد کردن از یک تصمیم امام اینکه اصلا تربیت اسلامی ماست. در آن خطبه حقوق والی بر رعیت و حقوق رعیت بر والی از علی(ع) در نهج البلاغه می خوانیم که مولی علی(ع) از مردم می خواست که از او انتقاد کنند و به او تذکر بدهند.اما همین وقت که انسان تذکر می دهد، می داند که تذکر می دهد و تصمیم گیری با رهبر است. ما طلبه ها که اصلا دیگر از آن اول یاد گرفتیم. مگر ما طلبه ها وقتی پای درس آقای بروجردی بودیم که همان موقع مرجع تقلید عام بود و پای درس امام بودم، چه کار می کردیم؟ در مسائل علمی هم که می شد امام و استاد حرفی می زد و ما شروع می کردیم به اشکال کردن و انتقاد کردن. ما که اصلا یاد گرفتیم، خو گرفتیم، بالاخره ما اشکال می کردیم، ولی موقع فتوا که می شد، فتوا با چه کسی بود؟ با مرجع بود. حالا در مقام رهبری یک چنین چیزی، آنجا مورد، مورد فتوا بود و درس فقهی بود، ما هم با جوش و خروش شروع می کردیم:"ان قلت قلت" کردن، بعد هم به همین فتوای مرجع عمل می کردیم ولو با این "ان قلت قلت" ما جور در نمی آمد. ما این دو تا را با هم یاد گرفته بودیم. هم حریت، هم انتقاد، هم "ان قلت قلت" و هم تعبد به فتوا.

در زمینه رهبری هم چیزی از این قبیل است: هم حریت، هم انتقاد و هم تذکر و نصیحت و هم آخر سر اینکه آقا تصمیم شما بالاخره چه شد؟ این شد، بسیار خوب ما همین را عمل می کنیم ولو بر خلاف نظر خودمان باشد. ما بیش از آقای بنی صدر و آقای بازرگان با امام بر سر مسائل اداره جمهوری اسلامی بحث کرده ایم.خیلی آزادتر، این را خود آقای بازرگان هم می گفتند. ایشان می گفتند:«بله، فقط شما هستید که می بینیم با صراحت و قاطعیت در جلسات با امام مباحثه می کنید» این را خودشان می گفتند. ما همان رابطه طلبگی مان را هنوز هم با امام حفظ کرده ایم؛ اما در پایان مباحثه وقتی ایشان یک تصمیم می گرفتند، دیگر با ایمان اجرا می کردیم ولو این تصمیم بر خلاف "ان قلت قلت" هایی باشد که در همان جلسه با ایشان کردیم. چندین بار این پیش آمد، در حضور آن برادران چندین بار، والا در قبل که حضور امام می رسیدیم خیلی بیشتر.

خوب دقت کنید که«النصیحه لائمه المسلمین»واجب است؛ اما بعد از تذکر دلسوزانه متعهدات، تذکر صریح و بی پرده، اما همراه با ادب و همراه با این آمادگی که ما تذکرمان را می دهیم، شما جمع بندی کنید، وقتی جمع بندی کردید، ما همان را اجرا می کنیم ولو بر خلاف تذکر ما باشد، این تربیت اسلامی است. این همان طور که در رابطه با فرد صدق می کند، در رابطه با تشکیلات و حزب هم همین طور صدق می کند. آن تشکیلاتی می توانست پس از پیروزی انقلاب، این انقلاب عظیم را با سرعت در جهت اصلی اش جلو ببرد که در طول امامت باشد، نه در عرض امامت.پس ما در جامعه یک هم چنین تشکیلاتی می خواهیم.

 

بنابراین، این مرحله از تشکل، تشکلی است که:

  • بر پایه ایمان و اعتقاد به خدا و اسلام؛
  • بر پایه ایمان و اعتقاد به امامت و امام و ضرورت اطاعت از امام؛
  • بر پایه رعایت مرز هایی که برای تقسیم مسئولیت در قانون اساسی، مشخص شده است.

فکر می کنم حالا رابطه حزب جمهوری اسلامی با هر حزب دیگر با مسئله امت و امامت و رهبری روشن شده باشد. چون یکی از مسائلی است که مکرر در بحث های تشکل، خصوصا در حوزه ما بیشتر سوال می شود.

حزب جمهوری اسلامی بر این اساس به وجود آمد. قبل از پیروزی انقلاب ما با توجه به همین ضرورت تلاش کردیم که این حزب به وجود بیاید، ولی شتاب انقلاب وقت ما را گرفت و نشد. از سال 42 که هیئت های موتلفه بود، تلاش کردیم که این هیئت ها به صورت یک چنین تشکیلاتی در بیاید، ولی حوادث و عوارض مانع شد؛ در عین حال ما آن تشکل را به شکلی ادامه دادیم تا در سال 55 که مجددا درصدد برآمدیم اینها را به صورت یک تشکل پیش ببریم. بعد یک مقدار کار پیش رفت. در سال 56 که یک مقدار انقلاب حالت مشخص تری گرفت، دیگر موفق نشدیم تا اینکه در 29 بهمن 57 موجودیت حزب جمهوری اسلامی را اعلام کردیم.

 
صفحه اصلی | درباره دکتر | تصاویر | مصاحبه | دیدارها | مقالات | لینکها | نظر سنجی | ارتباط با ما

© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر بادامچیان می باشد.
استفاده از اطلاعات سایت با ذکر منبع بلامانع است.