زندگینامه
زندگینامه
مبارزه
خانواده شهیدان و مجاهدان
دوران نوجوانی(1)
 
زندگینامه

بسم الله الرحمن ارحیم

من و خانواده ام

در روز آفتابی اول دی ماه هزار و سیصد و بیست ساعت نه صبح در تهران، خیابان ری، بازارچه نایب السلطنه، کوچه حمام قبله به دنیا آمدم. روز ششم ماه ذی الحجه بود و اگر چهار روز دیرتر به دنیا می آمدم روز عید قربان بود و صبح شب یلدا وز تولدم بود.

فرزند اول پدرم حاج محمد باقر بادامچیان و مادرم مرحومه حاجیه خانم صدیقه امانی همدانی، خواهر بزرگتر از من است که همسر شهید هفتم تیر، حاج صادق اسلامی است.

بعد از او دو دختر قبل از من به دنیا آمده و به فاصله کوتاهی درگذشته اند.

مادرم برای اینکه من پسر و متدین باشم نذر کرده بود پنج روز قبل از تولد من روزه بگیرد و با تربت امام حسین (ع) افطار نماید و نذر را ادا کرده بود.

پس از تولد من، باز نذر کرده بود که پنج روز روزه بگیرد و با تربت اباعبدالله (ع) افطار کند که عمرم کوتاه نباشد و توسل به حضرت زهرا (س) کرده بود.

این روزه را که رفته بود، روز چهارم یا پنجم بود که در هنگام شیر دادن به من، خوابش برده و آنطور که خود گفته و صدایش ضبط شده است، دیده بود بانویی بلند بالا، قنداقه مرا به او داده و فرموده بود که پسرت را به تو دادیم.

پدرم برایم عقیقه کرده بود. خانواده ما از نظر زندگی، ساده زیست و از طبقه کتوسط به پایین بودند. در خانه ای اجاره ای به دنیا آمده ام و سالها در خانه اجاره ای زندگی کرده ام و با زندگی مردم کم درآمد آشنا هستم. مادرم دختر عمه پدرم بود و طبعا پدرم پسر دایی مادرم بود و نسل آنها در جد به یک نسل می رسید.

پدران پدرم تا هفت پشت که نامشان هست، همه متدین، متمکن و اهل خیر و خدمات بوده اند، ولی پدرم در پنج سالگی یتیم شده، و زندگی  را خود ساخته بود با مشقات و فقر و زحمات فراوانی که برای من نقل کرده و درس بزرگی برایم بوده است.

خانواده مادرم نیز متدین و در کار تجارت بودند. پدر مادرم حاج شیخ احمد امانی همدانی، مجتهدی متعهد بود که تاجر بود و به علت اشغال همدان توسط ارتش اشغالگر روس، و غارت اموال و انبارهای او به تهران آمده و زندگانی ساده ای داشت.

او از مبارزان مشروطه مشروعه بود. از حامیان شهید آیت الله مدرس، و مخالف رضاخان بود. خواهرزاده اش مرحوم حاج مهدی راسخی، از سران قوای جنگل بود که پس از شهادت میرزا کوچک خان به تهران گریخته و دو سال به طور مخفی در خانه حاج شیخ احمد ماند.

فرزندان حاج شیخ احمد، همه از مبارزان و مجاهدان راه خدا و اهل خیر و خدمات بوده و هستند.

شهید حاج صادق امانی، از بنیانگذاران گروه شیعیان و مربی مجاهدان خط امام خمینی(ره)، امثال شهدا رجایی، اسلامی، لاجوردی، بخارایی، نیک نژاد، هرندی و بزرگانی چون سردار جانباز حاج احمد قدیریان است. او مربی گروه مسجد شیخ علی بود که در موتلفه اسلامی یکی از سه مجموعه موتلفه است.

شهید امانی در سال هزار و سیصد وچهل و سه در لبیک به ندای امام در مبارزه با کاپیتولاسیون آمریکایی شاه، طبق حکم شرعی آیت الله العظمی میلانی، همراه شهدا بخارایی،، نیک نژاد، هرندی و اندرزگو حسنعلی منصور فراماسونر آمریکایی را به مجازات خیانت به اسلام و ایران رساند و در بیست وشش خرداد ماه هزار وسیصد و چهل و چهار به شهادت رسید.

آقای حاج هاشم امانی، از یاران و سران فدائیان اسلام و مسئول مالی آن تشکل اسلام خواه و سپس عضو شورای مرکزی موتلفه اسلامی بود. و در جریان نهضت امام و اعدام انقلابی حسنعلی منصور به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد و سیزده سال زندان طاغوت را تحمل کرد.

آقای حاج هادی امانی، از بنیانگذاران گروه شیعیان و از عناصر و افسران نهضت امام خمینی(ره) است که پس از پیروزی انقلاب خدمات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی فراوانی را همراه مرحوم حاج شیخ علی اصغر هرندی در منطقه جنوب شهر تهران انجام داده است.

مرحوم حاج سعید امانی، دبیرکل جامعه انجمن های اسلامی اصناف و بازار و نماینده مجلس شورای اسلامی اول و دوم، و از موسسین موتلفه اسلامی، و متعهد امام و رهبری بود.

مرحومان حاج محمود آقا، حاج حسین آقا، حاج محمد آقا، نیز هر سه از متدینین متعهد و انقلابی و اهل جهاد و خدمت بوده اند.

مادر مادرم، محترم خانم بانویی زهرا و زینب گونه و براستی بی نظیر بود. زنی شجاع، روشن اندیش، کدبانو، مدیر، که مربی واقعی چنان فرزندانی است.او همه عمرش در عبادت و تهجد و مقابله با سیاست های ضد دین رضاخانی و محمد رضا شاهی گذاشت.

دو خواهر مادرم یکی همسر مرحوم حاج میرزا حسین شلیله (قناعت) بود که در محله سرچشمه او و پدرش مرحوم حاج میرزا عبدالکریم شلیله، شاخص در تدین بودند.

و دیگری همسر مرحوم دکتر محمود حجت است که از شاگردان امام خمینی(ره) و مجتهدی در غیر لباس روحانی بود و فرزندانی خدوم دارد.

در خانواده ما جهاد و شهادت، و خدمت، توفیقی الهی است.

شهدای خانواده افتخار ما هستند مانند:

شهید حاج صادق امانی، شهید حسن امانی، شهید مصطفی امانی، شهید صادق اسلامی، شهید علی اکبر وحدتی پور، شهید رضا نوری(پسر عموی من- پسر مرحوم علی اصغر نوری که از خوبان روزگار بود)، شهید سید اسدالله لاجوردی، شهید پسر لاجوردی، شهید منصور قدیریان، شهید مجید رحمانی و سایر شهدا.

جانبازان و آزادگان خانواده ما که اکثر در زندان های طاغوت، شکنجه ها دیده اند تعداد فراوانی هستند از جمله:

حاج صادق امانی، حاج هاشم امانی(13 سال)، حاج سعید امانی، حاج هادی امانی، حاج تقی امانی، حاج مهدی امانی،حاج رضا امانی، حاج صادق اسلامی، دکتر علیرضا اسلامی، حاج محمد جواد اسلامی، غلامحسین رحمانی، سید اسدالله لاجوردی، سید مرتضی لاجوردی، حاج مهدی شفیق، محمد حجت، علی اکبر بادام چیان، اسدالله بادام چیان، عزت مطهری (عزت شاهی)، حاج احمد قدیریان، حاج قاسم نظیفی، و ....

عموی من مرحوم حاج علی اصغر نوری که در بازار فرش از خوبان و اهل خیر و دارای فرزندان خدوم و صالح و پدر شهید رضا نوری است که از رزمندگان جبهه های نبرد با نفاق و کفر از کردستان، با شهید محمد بروجردی تا جبهه های خوزستان بود.

عموی دیگرم مرحوم حسین آقا قهرمانی پور است و عمه ام مرحومه سکینه قهرمانی پور زنی متدین و شجاع بود که فرزندش از مبارزین راه خدا در کنار شهید لاجوردی است.

خدا را شکر دارم که به من توفیق داده در چنین خانواده ای سعادت داشته باشیم.

یرادران و خواهرانم و همسران خواهرانم همگی از یاران نهضت امام خمینی (ره) بوده و هستند.

همسرم نیز بانوی شایسته است که دختر مرحوم حاج سعید امانی است. و از نعمت هایی است که خداوند به من عنایت کرده است.

 
صفحه اصلی | درباره دکتر | تصاویر | مصاحبه | دیدارها | مقالات | لینکها | نظر سنجی | ارتباط با ما

© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر بادامچیان می باشد.
استفاده از اطلاعات سایت با ذکر منبع بلامانع است.