چهره شناسی(قسمت اول)

از اولین نیازهای هر فرد سیاسی و سیاستمدار شناخت صحیح چهره های سیاسی است. به ویژه در دوران استعمار و سلطه گری جهانی، که استعمارگران با شبکه های فراماسونری در تخریب چهره های ملی و اسلامی، و در تحریف واقعیت های سیاسی، و تبلیغ مهره های بدلی برنامه ریزی جهانی و بومی داشته و دارند.

چهره هتی سیاسی دو گونه اند:

1- جریانی    2- فردی

چهره های جریانی آنها هستند که در یک جریان سیاسی حضور فعال یا حضور رهبری دارند مثلا دکتر محمد مصدق که در جریان ملی گرایی چهره شاخص این جریان است. یا بنی صدر که در جریان بنی صدر چهره شاخص این جریان بنی صدر است.

چهره های فردی آنها هستند که جریان نیستند ولی فرد شاخصی می باشند، حسین مکی که جریان نداشت و خودش چهره شاخص در نهضت ملی شدن نفت بود.

در قرون اخیر چهره های شاخصی در صحنه سیاست فعال شدند که وابسته به بیگانه یا جریان بیگانگان بودند.

مانند تقی زاده که وابسته به فراماسونری انگلیس، آخوند زاده که وابسته به جریان وابسته به روسیه بلشویکسی بود. یا کیانوری که وابستگی به حزب توده مزدور شوروی داشت.

یا الهیار صالح که ظاهرا دبیرکل جبهه ملی بود ولی وابستگی به جریان فراماسونری آمریکایی داشت.

شهید دکتر آیت این وابسته را به مهره های اصلی و بدلی استعمار تقسیم بندی کرده بود.

او محمدرضا شاه را مهره اصلی استعمار و الهیار صالح و شاپور بختیار را مهره بدلی می دانست.

عدم شناخت صحیح و کافی از چهره های سیاسی جریانی یا فردی یا وابسته یا مهره های بدلی یا چهره های سیاسی شاخص پاک و خدوم، موجب گمراهی و خطا و اشتباه فعالان سیاسی می شود.

هماطور که عدم شناخت کافی از شهید آیت الله دکتر بهشتی، و نیز از بنی صدر موجب آن همه مشکلات در آغازین سال های انقلاب شد.

عدم شناخت چهره های شاخص سیاسی موجب تحلیل های غلط و غلط روی در میدان سیاست خواهد شد و قضاوت های نادرست، افراد را در دنیا و آخرت دچار مشکلات فراوان خواهد کرد.