آزادی در سئوال!!!
۱۳۹۴/۵/۲۱

 

در ایام ماضی، رندانی بودند که می داستند مردم رندان را پذیرا نیستند عالمی را یافتند و ردای مریدی او را بر دوش انداختند هر چند او می دانست که اینان رندانند نه مریدان، و آنها می دانستند که او ابزار است و نه مراد، رندان آن عالم را تبلیغی بسزا کردند تا مرمان در اطرافش گرد آمدند اما از اتفاق وزگار از عالم کاری برنیامد و مردم ناامید گشتند و پرسش های آنان از آن عالم بی پاسخ ماند و بازار رندان کساد گشت.

رندان به چاره نشستند. یکی از آنان گفت: که آقای ما هر شب به زیارت امام زمان رود و هر روز آ« کند که در شب قبل امام به او فرموده باشد و کسی را حق نباشد که بر کارش چون و چرا کند.

مردمان را خنده آمد که وی کی و در کجا به دیدار امام نائل آمد؟ ما که هر شب او را می بینیم و عیالش نیز او را رها نمی کند. خوابش هم که پر خر و پف است.

رندی دیگر گفت: اشتباه شده است این امام زمان است که هر شب به سراغ آقای ما می آید. از اینرو کسی ایشان را نمی بیند!

مردمان را خنده افزون شد عده ای گفتند: ما خود به سراغ آقای شما می رویم و ازاو می پرسیم، و برخاستند و به راه افتادند، و در راه سئوال ها را با هم مرور می کردند.

رندان دیدند افتضاح شد و بعد از این سوال ها، آبروی آن جناب و بعد آبروی رندان به باد خواهد رفت. چاره را در غوغاسالاری دیدند و بانگ برآوردند که اینان قصد تضعیف ما را دارند و الا چرا اینهمه سئوال می کنند؟ چرا سخنان ما را باور نمی کنند؟

اما مردمان به راه خود می رفتند. رندان را طاقت نماند خشمگین فریاد برآوردند که شما غلط می کنید که سئوال می کنید؟ غلط می کنند کسانی که غیر از آنچه ما جایز بدانیم سئوالی بکنند. این چه آزادی است که هرکس آزادانه و به دلخواه سئوال می کند در نگاه اصلاحات؛ آزادی آنست که شما آزادید که هر چه ما صلاح می دانیم از ما بپرسید و در غیر اینصورت شما انحصار طلبید، و ضد اصلاحات هستید و... و خنده آمد خلق را!!!